لسان الملك سپهر
312
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ظهور هلقام در ميان عرب شش هزار و يكصد و هشتاد و هشت سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » در ميان قبايل غيلان سه تن مرد مبارز بود كه در تمامت عرب به مردى نامدار بودند . نخستين : عامر بن طفيل كه هم در قصهء نعمان بن منذر به دو اشارت شد . و ديگر عنترة بن شدّاد العبسى . و اين عنتره آن كس باشد كه يكى از قصايد سبعه معلّقه منسوب بدوست چنان كه از اين پيش بدان اشارت شد . و سيم عباس بن مرداس السّلمى و اين هر سه تن چنان كه آئين عرب بود به نهب و غارت حرصى تمام داشتند و به هر سوى تاختن همىبردند و غنيمت همىآوردند و از قتل دريغ نداشتند . وقتى چنان افتاد كه آهنگ ممالك يمن كردند و در آن اراضى به كنار رودخانهاى كه آن را اسل گويند فرود شدند و سپاه خويش را نيز فرود آوردند تا آسايشى كنند ، در اين هنگام خيمهاى در برابر لشكرگاه خويش ديدند كه بر كنار رودخانه به پاى بود ، پس ايشان سه كس از مردم خويش را بيرون فرستادند تا مكشوف دارند كه آن خيمه از آن كيست ، ايشان برفتند و اندر آن خيمه پيرهزنى را يافتند ، ندا در دادند كه هان اى زن اى خيمه از آن كيست ؟ آن زن در جواب سخن نكرد ، يكى از آن سه تن از اسب به زير آمده و راه بدان خيمه نزديك كرد تا حال بداند ، آن پيرهزن بانگ داد كه بازشو و بدين خيمه در ميا . آن مرد نپذيرفت و چون به كنار خيمه رسيد آن زن پير از خيمه بيرون تاخت و او
--> ( 1 ) . برابر صفحه 516 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى .